قبلنا هر زمان یه برهه از زندگیمون تموم میشد، کلی شوق و ذوق داشتیم که ببینیم دوره بعدیش چه شکلیه! اما الان خیلی وقته که پامون رو تو یه مرحله جدید میگذاریم بجا زندگی کردنش تمام فکرو ذکرمون اینه که چه جوری تمومش کنیم! کاری هم نداریم که بعد از اون چه پیش آید! چیزی که بهمون فشار میاره و قدرت کار کردن و تمرکز رو ازمون میگیره، به هیچ وجه سختی اون مرحله از زندگی یا پیچیدگیش نیست؛ فقط و فقط احساس حماقته، که چرا "دوباره" اشتباه انتخاب کردیم، بعضی وقتا هم که یکی رو پیدا میکنیم که درست شرایط ما رو داشته یا حتی بد تر از ما ولی الان داره راحت زندگیشو میکنه که خب میشه همون احساس حسادت! نمیدونم....شاید سایز اشتباهاتمون با سنّ رابطه مستقیم داره که اگه اینجوری باشه کلاهمون پس معرکست...شاید هم نسبت عکس داره با میزان تحملمون! شاید هم کلا اشتباه انتخاب کردن و هیچوقت به هدف نرسیدن شده بخشی از وجودمون.....
Subscribe to:
Post Comments (Atom)

شایدم انتخابامون هیچ کدوم «اشتباه» نیست.
ReplyDeleteخوشم اومد از این پست به هر حال